لینک دوستان
Download For All
All Amazing Articles
تالارهای پارسی
نما هاست
Insurance Center
P30Mobile
Full Software
Free Web Directory
آوای خیال

 
 
  طنز : ملموس نامه  
 
     
 
طنازی با اتیکت به نام نامی ناهید نوری ملموس نامه ای به شرح زیر فرموده اند و ما را بر آن داشتند که ایضاً ملموس نامه ای در جواب قلمی بفرماییم

ابتدا ملموس نامۀ خانم نوری:My Webpage

مي خواهم امشب اندكي محسوس باشم
پا داد اگر حتي شديدا" لوس باشم
تا كي خودم را لاي اين چادر بپيچم ؟
تا كي ميان ِ چادرم محبوس باشم ؟
عيبي مگر دارد اگر امروز اينجام ،
فردا ، نه حتي زودتر ، چالوس باشم ؟
من مادرم ترك است ، بابايم عراقي
اما دلم مي خواست اصلا" روس باشم
تاوان زيبايي اگر پاهاي زشت است ،
بگذار زيبا باشم و طاووس باشم
در اينكه گل هستم كسي شكي ندارد
محض تنوع خواستم كاكتوس باشم !
بز نيستم ، خر هم نمي خواهم بمانم !
در عشق بايد عينهو ققنوس باشم
من بيست و اندي سال صغري بوده اسمم
يك سال هم بگذار تا "ژينوس" باشم !
يك قطره ام در رودخانه كاش مي شد ،
يك قطره در دريا، نه ، اقيانوس باشم
زنگ صدايم عينهو بوق دوچرخه ست
هر روز تمرين مي كنم ، ناقوس باشم
گاهي دلم مي خواهد اصلا" مرد باشم
در چشم ِ زنها عين اختاپوس باشم
تنها حدود سي دقيقه عاشق ِ تو
بعدا" برايت عينهو كابوس باشم !
از بچگي خيلي دلم مي خواست روزي ،
همسر ، نشد ، همكار جالينوس باشم !
اين ليست را تكميل كردم تا بگويم ،
بايد به هر نحوي شده ، ملموس باشم
يارب به اميد تو وزنم را شكستم !
كي مي رسد روزي كه من عروس باشم !

واین هم ملموس نامه خودمان


اینجا اگرخواهی کمی محسوس باشی
دیگر نیازی نیست اصلا لوس باشی
دیگر خودت را داخل چادر مپیچان
اینجوری بهتر می شود ملموس باشی
با جاده های پر خطر آیا ضروری ست
فردا ویا روز دگر چالوس باشی؟
آخر نمی دانم چه گیرت خواهد آمد
از اینکه می خواهی تبار روس باشی
من که گمانم پای زیبا خیلی خوب است
حالا چه اصراری که چون طاووس باشی؟
محض تنوع می توان خرزهره هم بود
حالا چرا پر تیغ چون کاکتوس باشی؟
باید بپوشی یک لباس ضد آتش
خواهی اگر در عشق چون ققنوس باشی
با این همه باهوشی وعلم و ذکاوت
ژینوس نه، باید که بطلمیوس باشی
من هم دلم می خواست که در مهربانی
یک قطره نه، دریا نه، اقیانوس باشی
زنگ کلیسا ی محل ما خراب است
عیبی ندارد مدتی ناقوس باشی؟
تغییر جنسیت نمی خواهد شرارت
اینجوری ام می شه که اختاپوس باشی ( این مصرع خیلی خودمونی شد)
مانند بیت پیش اگر باشی همیشه
یک روز نه ، همواره چون کابوس باشی
امید هرگز بر جوانان عیب چون نیست
شاید که روزی مثل جالینوس باشی
در بیت دوم گفتمت کاری بکن که
از دید بعضی ها کمی ملموس باشی
بشکن سرم ، نشکن چنین وزن وزینم
خواهم که با « جاوید» قدری( دوس ) باشی ( ت دوست را قافیه خورد)
 
     
     
 
 
 
نظرات (7)   ادامه مطلب
 
 
  طنز : آمشتی در شهر  
 
     
 
آمشتی که اومدی از ولایت// ز خرج و برجت می کنی شکایت
یادت میدم چطوری پول در آری// به شرطی که رومو زمین نذاری
هرجوری هس یک شبه راننده شو// رفیق گاز و ترمز و دنده شو
چوب حراج بزن به هر چه داری// بجاش بخر یه ماشین سواری
یه غارغارک تو مایه های پیکان// از مدل قدیمی جوانان
روزا برو باهاش یه خُرده کارکن// دوتا جلو چارتا عقب سوار کن
فقط تو خط مستقیم و دربست//یه لقمه نون، خـُرده درآمدی هست
برا خودت یه چیزی اینجا باب کن// یکی سوار کن و دوتا حساب کن
یادت می دم اصول رانندگی// اینه طریق رشد وبالندگی:
چراغای قرمزو هی رد بکن// لایی بکش راه همه سد بکن
برای استفاده از کمربند// وقتو هدر نده ،کمر کیلو چند؟
گرفتن سبقتو استاد بکن// به کارای خوب خودت باد بکن
موقع روندن اون موبا یلو ور دار// سر به سر همسر و بچّه ت بذار
دسّتتو از پنجره بیرون بکن// هر کاری خواسّی پشت فرمون بکن
داد و هواری بزن و گاز بده// اگه که دیدی کمشه باز بده
تخمه بخور ، پوّس ِاونو پُف بکن// سرت بیرون کن و همش تُف بکن
دس تو دماغ یادت نره آمشتی// پیدا میشه وقتی که خوب گشتی
اصول روندن این جا این جوریه// دلخواهی نیس، رعایتش زوریه
حرفای «جاوید » که به کار بستی // با این تریپ به پشت رّل نشستی
کنار می ره هرکسی از سر رات // تو هم به سرعت می رسی به کارات
 
     
     
 
 
 
نظرات (10)   ادامه مطلب
 
 
  طنز : یار بد  
 
     
 

یک زمانی آب ورنگی داشتم// هیکل خوب وقشنگی داشتم
دختران بودند خاطرخواه من// نعمت دنیا همه همراه من
ازبرای من هماوردی نبود// درتنم عفریتۀ دردی نبود
تا که یک نا اهل قاپم را ربود// شد تنم آلودۀ افیون ودود
پس زلطفش سیخ وسنگی داشتم// منقل وتریاک وبنگی داشتم
کم کمک نابود شد آن آب و رنگ// آن تن و آن هیکل خوب وقشنگ
بعد چندی منقل و وافوررفت// گردی آمد بر سرجایش نشست
زرورق های قشنگی داشتم // روز و شب احساس منگی داشتم
گرد هم دیگر مرا نشئه نکرد// ریختم پس در رگم افیون سرد
زرورق های قشنگ و سیخ وسنگ// جملگی رفتند و آمد یک سرنگ
دربساط خود سرنگی داشتم// تیپ افراد مفنگی داشتم
پوستی بودم به روی استخوان// موجب نفرین وطعن این وآن
بعد از آن هم با کراک آمیختم// درتن خود زهر مهلک ریختم
کرم زد جان و تنم از زهر آن// پوک شد آن پوست و آن استخوان
گوییا تیر و تفنگی داشتم// با خودم اعلان جنگی داشتم
عاقبت مغلوبه شد آن جنگ هم// بسته شد این دفتر پرننگ هم
عدّه ای بیل وکلنگی داشتند// لاشه ام درچاه می انداختند
تا که شد «جاوید» از این رویا رها// زیر لب می گفت با خود بارها
«تاتوانی دور شو از یار بد»// چون تورا می آورد در کار بد
گرچه که جنس ذغال خوب هم// نیست بی تأثیر دراین دود ودم
...........................................
تذکر مهم

کسانی که با مرورگر (internet explorer(IE وارد سایت آوای خیال می شوند جهت ارسال نظرات خود بایستی روی ادامه مطلب کلیک نمایند و کسانی که با مرورگر firefox وارد می شوند روی قسمت نظرات باید کلیک کنید.
 
     
     
 
 
 
نظرات (9)   ادامه مطلب
 
 
  توصيفي : خلیج همیشه فارس  
 
     
 
به مناسبت روز ملی خلیج فارس و یازدهم اردیبهشت سالگرد درگذشت گل آقا :

ازنام خلیج فارس ترسیده عرب...برریش بلند خویش خندیده عرب *
بیچاره ببین اصالت کاذب خود.... در جعل مُدام نام او دیده عرب

* البته منظورم عربهای اونور آب است نه هموطنان عرب زبان خودمون


.......................................
دوباره نغمه های شوم
صدای بوف کور و زنجره
دوباره می رسد به گوش
صدای زوزه ی شغال
دوباره عوعو ِسگانِ دل سیاه
دوباره قلب روشنی
به زیر پا نهادن شرف
دوباره پاک کردن خطوط نقشه ها
توسط مداد پاکنی کثیف
که می گذارد از خودش سیاهی قلوبِ عاملین جور
دوباره جنگ نامها ،دوباره ننگ دامها
دوباره گِل نمودن زلال پهنه ی خلیج
همان خلیج تا ابد همیشه فارس
همان خروش قهر آریایی دلیر
گذر گه عبور کوروش کبیر
اگر هزار بار نامهای دیگری بر او نِهند
دوباره پاک می کنم
و می نویسمش به خّط خوش
خلیج« جاودان » فارس
خلیج تا ابد همیشه فارس

گل آقای ملت


هم آقا بود و هم گل بود الحق// به باغ طنز بلبل بود الحق
برای شادمانی توپ و قبراق// برای غم ولی شُل بود الحق
به زیر بار سختی های دوران// مقاوم عینهو پُل بود الحق
به هرجا بود بحث شور و شادی// جلوتر از همه جُل بود الحق
تنفر داشت از هر آدم دُگم// طرفدار تساهل بود الحق
در عین رندی و بالایی هوش // ولی اهل تجاهل بود الحق

ردیف و قافیه تغییر دادم// که گویم بچه مثبت بود آقا
میان طنزپردازان نامی// شجاع و با شهامت بود آقا
ازاین رو طنزهایش حال می داد //که یار غار(حالت) بود آقا
چه توفیقی که با توفیق مَچ شد//آخه اهل رفاقت بود آقا
بکن« جاوید» یادی از گل آقا // چرا که یاد ملُت بود آقا


خلیج همیشه فارس

 
     
     
 
 
 
نظرات (4)   ادامه مطلب
 
 
  طنز : زیر میزی  
 
     
 

« یکی از بزرگان اهل تمیز».... حکایت نماید زاعجاز میز
که گر چیزی از زیر آن رد شود.... به راه قوانین ما سد شود
دو صد ماده وبند یا تبصره....زاعجاز او حل شود یک سره
فلان مادّه از لطف او نر شود.... ومسئول هم درسش از بر شود
قوانین به پیشش همه خم شوند....صداهای بالا همه بم شوند
همه قفل ها را بود شا!!کلید.... زترسش همه پیش او مثل بید
تمام امورات زشت و خلاف.... وهر اشتباهی وصد جور گاف
زلطفش شود کار خیر و ثواب.... به طوری که هرگز نبینی به خواب
قوی تر زدولت عمل می کند...قضایای پیچیده حل می کند
طرف که نشسته در آن سوی میز .... بگوید که از زیر میزم پلیز
بده آن چه آورده ای ارمغان... به دور از نگاه بد این وآن
تراول ، یورو،پوند،مارک و دلار.... ریال هم اگر بود با خود بیار
زاعجازش از خاک پا می شوی.... زهر گیروداری رها می شوی
و در پیش قانون شوی سرفراز.... بگویی به مسئول آن جا به ناز
که تا قبل ازاینکه روم خانه ام.... لزوم است امضاء شود نامه ام

و« جاوید » گفتا به اهل تمیز.... بده آن چه داری از این زیر میز
وگرنه به هجوی فرارت دهم.... دوخروار لیچار بارت دهم

 
     
     
 
 
 
نظرات (3)   ادامه مطلب
 
 
  طنز : بهینه سازی مصرف فور  
 
     
 
به گزارش خبرگزاری فارس، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا اعلام کرده است که تا چند ماه آینده معتادان برای دریافت شربت تریاک کارت هوشمند خواهند گرفت :


دور از انصاف باشد این موضوع// که یکی نشئه باشد و شنگول
شخص دیگر به خاطر یک بست// مانده در گوشه ای خمار وملول

مصرفش را بهینه باید کرد// هِر و تریاک و شیره یا که حشیش
باید اشغر کند مدیریت// بعد ازاین ماهرانه مصرف خویش

باید البته داخل سایتی // ثبت گردد اسامی افراد
آدرس سایت هست این گونه// سه دبلیو بهینه دات معتاد

می شود صادر از برای همه// یک عد کارت هوشمند قشنگ
شارژ می گردد آخر هر ماه// سهم تریاک نشئگان ملنگ

روی هر کارت می شود توزیع // با بت سوخت ،چند دانه ذغال
آن چنان سوزشی بپا بکند// که درآرند از خوشی پر وبال

در ستاد بهینه سازی فور// همه هستند خوب واهل عمل!!
مشکل اهل بخیه را فوراً // می نمایند بعد چُرتی حل

می تواند دوگانه سوز کند// هرکسی مایل است مصرف خود
چون کفایت نمی کند قطعاً // سهم هر ماه هر نفر سه نخود

از برای دوگانه سوزان هم // دو عدد کارت می شود صادر
کارت اول برای مصرف (تِر)// کارت دیگر برای جیرۀ (هِر)

بعد شش ماه ، شش نخود تریاک// شارژ گردد برای مهمانان
گرشبی بی خبر تلپ بشوند// می شود جور مصرف آنان

رندی اما شنید چون این طنز// گفت لعنت به منقل و وافور
آن چه باید بهینه سازی کرد// فکر این قوم نشئۀ کم زور

بشنو این پندم و بخوان هرشب// طنزهای محمد « جاوید»
چون که تا ماه بعد خواندن طنز // می شود هوشمند بی تردید

تِر= تریاک
هِر= هرویین

 
     
     
 
 
 
نظرات (5)   ادامه مطلب
 
 
  طنز : مبال  
 
     
 
رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری: یکی از بزرگترین مشکلات در حوزۀ گردشگری و جذب توریست، سرویس بهداشتی است.


یکی از مدیران فرهنگ دوست// که میراث و گردشگری دست اوست
سخن گفت روزی زحُسن مبال// همان جای آرام پُر حس و حال
همان که وجودش غنیمت بُود// نبودش ولی رنج و نکبت بُود
همان جا که فکرت شود باز ِباز// به یاد آوری آن چه داری نیاز
بسی اختراعات و نوآوری// چه افکار پرقدر و پر مشتری
که در دست شویی شکوفا شود// زشادی لبت مثل گل وا شود
چه اشعار پُستی مُدرن وسپید // که شاعردر آن لحظه آرد پدید
درهنگام نوروز و سیزده بدر // که باشد تو را میل وعزم سفر
در آن لحظه که دست در دست یار// بگیری ره جنگل و کوهسار
ویا این که در حال یک کنفرانس// ویا روی صحنه به هنگام دانس
اگر معده ات میل یاری نکرد// ومثانه ات پایداری نکرد
ویا این که تحت فشارت گذاشت// دولیوان چایی که خوردی به چاشت
نخواهی بجز وصل او هیچ چیز// ودنیا نیارزد به پیشت پشیز
درآن لحظۀ شوم پر پیچ و تاب// چه شلوارها که نگردد خراب
به کوی و خیابان همه در بدر// به دنبال اویند با چشم تر
و گردشگری رفته زیر سوال// شدیداً برای نبود مبال
بدون توالت چه گردشگری؟// چه کشکی چه پشمی چه ارزآوری؟
چنین گفت « جاوید» با سوز و آه// بسازید در هرکجا مستراح
که راحت شود خلقی ازاین عذاب// نگردد دگر هیچ چیزی !! خراب
زبس که نبوغات من کافیه // شده (آه) با (آح ) هم قافیه
اگرچه که این شعر بودار شد// ولی راه چاره نمودار شد


در اینجا بد نیست گریزی هم بزنم به مسئلۀ حاد و قرمز گوجه فرنگی:


املت سرخ و قشنگی داشتیم// توی آن گوجه فرنگی داشتیم
زرده اورا زعفرانی کرده بود// بهتر از کتلت و شامی کرده بود
گوجه ها بوی شقایق می دهند// بوی املت خوار عاشق می دهند
تخم مرغ و گوجه ها یادش بخیر// جیک جیک جوجه ها یادش بخیر
رنگ دیزی از فراقش زرد شد// هرکسی از خوردنش دلسرد شد
با سالاد اما نمی دانی چه کرد// یاد آن می آورد دل را به درد
در غذایی که جناب گوجه بود// آن غذا از هرکسی دل می ربود
گوجه همراه تورم شد پرید// توی املت هیچکس اورا ندید
در نبودش دپرس و افسرده ام// دست سوی رُب گوجه برده ام
مانده «جاوید» از نبودش در عذاب// کاشکی او را ببیند توی خواب


 
     
     
 
 
 
نظرات (15)   ادامه مطلب
 
 
  طنز : قطار بی ترمز  
 
     
 

عینکم را که می زنم بر چشم//هرخزان را بهار می بینم
کُل هفتاد و چند میلیون را// بر قطاری سوار می بینم
رُل آن را به دست مردی از// خطۀ گرمسار می بینم
دور راننده اش که نورانی ست// هاله ای پایدار می بینم
این که بی ترمز است و پرسرعت// خارج از هر شعار می بینم
ودرآن راحتی و امکانات// کامل و بی شمار می بینم
سرنشینان آن زپیر و جوان// همه مشغول کار می بینم
چون زیاد است کوپه های قطار// همه را خانه دار می بینم
ساکنان را بدون دغدغۀ // پول رهن و اجار می بینم
بابت اینکه شد اجاره ، اجار// خویش را غصه دار می بینم
مرد و زن را زفرط خوشحالی//چاق همچون تغار می بینم
بر دل مردم از فراوانی// راحتی و قرار می بینم
پیش بانی خیر آن، همه را // شاکر و شرمسار می بینم
بر سر سفره از درآمد نفت// بسته های دلار می بینم
جای بنزین درون باک همه// اتم هسته دار می بینم
مفسدان بزرگ چون شهرام// بر سر چوب دار می بینم
تیم فوتبال و سر مربی آن// صاحب افتخار می بینم
طرح ها و لوایح مجلس// محکم و استوار می بینم
تخم معتاد را ملخ خورده // کی؟ کجا ؟ من خمار می بینم ؟
چون که جوگیر قافیه شده ام// (آر ها ) پشت (آر)می بینم
عینکم چون که اِند خوشبینی ست// هر یکی را هزار می بینم
شوره زارو کویر لوت و نمک// مملو از چشمه سار می بینم
عمه فرزانۀ نود ساله// هلویی آبدار می بینم
سیب زمینی بـَردۀ شیراز// کیوی شهسوار می بینم
شعر« جاوید» را که درپیتی ست // جالب و شاهکار می بینم
تازه اورا مثال سعدی یا // دست کم چون بهار می بینم
از پریشب که عینکم گم شد//باز اوضاع ، زار می بین
م
 
     
     
 
 
 
نظرات (20)   ادامه مطلب
 
 
  طنز : تیتر های زرد و سیاه  
 
     
 
شده از تیترهای زرد و سیاه.... صفحات مجله مالامال:
آن یکی کشته باجناقش را.... دیگری کرده با فلانی حال

یا بلوتوث زشت و مستهجن.... دختری را کشانده در مرداب
خورده یک شیشه قرص اگزازپام.... رفته آرام تا ابد در خواب

اکس پارتی شده بلای جوان.... قاتلی کشته است مادر زن
تخم یارانه را ملخ خورده .... رفته بالا اجارۀ مسکن

مرد بیچاره در نیاورده.... از تنش رخت و کفش دامادی
زن به اجرا گذاشته مهرش.... آن هزاران بهارآزادی

و جناب رییس بانک فلان .... اختلاسیده اندکی اسکن
یا که مسئول قسمت ارزاق ..... رفته زندان به جرم جعل کوپن

چون موفق شدیم در بنزین.... صحبت از جیره بندی آب است
بعد از جیره بندی گازوییل... نوبت آفتاب ومهتاب است

یک جوان در کمال نامردی.... گفته اسب فلان کَسَک یابوست
حبس و تبعید و اندکی شلاق.... حاصل گفته و خطای اوست

پسری از هراس شهریه.... شده روزش چو شام تیره سیاه
خورده سم ، پا به قبله کرده دراز.... شده راحت زدرس و دانشگاه

خانمی زیر تیغ جراحی.... لب ولوچَش شده مثال شتر
خواسته ابرویش درست کند... چشم را کور کرد ه آن دکتر

این چنین تیترها ی رنگارنگ.... مثل سوهان روح می باشند
می نمایند روح را سرویس.... می زدایند از لبان لبخند

تیترها را به باد بسپارید.... یا بریزید داخل یک چاه
یا به چشمان زنید همواره ..... چشم بندی به رنگ زرد وسیاه

طنز« جاوید» گاه شیرین است.... گاه تلخ است مثل بکرایی
نوش زنبور را کسی نوشد.... که ندارد ز نیش پروایی

 
     
     
 
 
 
نظرات (6)   ادامه مطلب
 
 
  طنز : مدیر کل  
 
     
 
اگه مدیر کل بشم چی می شه.... مث اونا تپل بشم چی می شه
صاحب رانندۀ مخصوص بشم.... راحت از این صف اتوبوس بشم
هرجور دلم بخواد برم سر کار... کسی دیگه ازم نگیره آمار
منو اگه کسی بخواد ببینه.... باید تو لیست انتظار بشینه
ایل و تبارم بذارم سرکار.... بدم یه پست خوب و نون وآبدار
عمو مدیر مالی و اداری.... عمه معاون حسابداری
خواهر زن لوس و ِتیتیش مامانی..... بره بشه مسئول بایگانی
بی خودی هی به بعضیا گیر بدم.... حقوق بیچاره هارو دیر بدم
به نورچشمیا و پاچه خارا م.... بدم اضافه کار و کلّی انعام
یواش یواش توپیست رانت خواری....بگازونم با ماشین فراری
خلاصه آبی زیر پوستم بره....بشه برام تو زندگی خاطره
ولی یواشکی تو گوش «جاوید».... زنش یه چیزی گفت و کلّی خندید:
یه دوریال بده یه کاسۀ آش... تا مدتی بشین به این خیال باش

 
     
     
 
 
 
نظرات (5)   ادامه مطلب
 
صفحه قبل  <<  1 2 3 ... 12 13 14  >>  صفحه بعد
منوی اصلی
صفحه اصلي
عضويت در سايت
نقشه سایت
آمار سايت
تماس با ما
Rss
 
جستجو
 
 
ورود به سايت
  :نام کاربري
  :کلمه عبور
   
کلمه عبور را فراموش کرده اید ؟
دسته بندی ها
 سفارش کتاب گلستان جاوید (1)
 عرفانی (2)
 آشنایی با من (1)
 الهام از شاعران (1)
 طنز (81)
 احساسي (10)
 توصيفي (16)
 اجتماعي (5)
 اندرز و حکمت (1)
 رباعي (4)
 دوبيتي (3)
 تذکرات مهم (3)
 از شاعران ديگر (8)
 
بایگانی
مه 2008 (3)
آوريل 2008 (8)
مارس 2008 (4)
فبريه 2008 (8)
ژانويه 2008 (5)
دسامبر 2007 (7)
نوامبر 2007 (5)
اکتبر 2007 (7)
سپتامبر 2007 (7)
آگوست 2007 (7)
جولاي 2007 (14)
ژوئن 2007 (9)
مه 2007 (11)
آوريل 2007 (36)
مارس 2007 (3)
 
تقویم
«    مه 2008    »
 
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
 
 
نظر سنجی
نظرشما درباره اين سيستم؟

عالي
خوب
متوسط
بد

 
پربازديدترين مطالب
» قطار بی ترمز
» مبال
» آمشتی در شهر
» یار بد
» ملموس نامه
» بهینه سازی مصرف فور
» خلیج همیشه فارس
» زیر میزی