نويسنده: محمد جاوید | 12 October 2008 | بازديدها: 765
مراسم اختتامیۀ اولین جشنوارۀ طنز نیروزا در روز پنجشنبه 18/7/87 در سالن همایش های وزرات نیرو برگزار گردید و شعر بنده هم با عنوان کفران نعمت سوم شد البته جوایز آن از بس غیر قابل تحمل ( یعنی حمل کردن ) بود با کامیون فرستادم و خودم با هواپیما برگشتم شیراز
یاد از آن روزی که استخر پرآبی داشتیم مثل ماهی در درونش پیچ و تابی داشتیم یا تلپ بودیم هرشب در جکوزی و سونا مصرف آب زیاد و بی حسابی داشتیم موقع حمام رفتن خواب می رفتیم ،چون وان ما پرآب ،گویی جای خوابی داشتیم با فشار آب می شستیم ماشین های خود بعد ماشین تمیز خوش رکابی داشتیم شد شیلنگ آب با جارو برابر پیش ما چون که تنبل بوده و حال خرابی داشتیم گرچه کارپر صوابی بود انجام وضو لیک با اسراف ، کار ناصوابی داشتیم قطره قطره گر که آب ازشیرها مان می چکید بی خیالش بوده چون شیر پر آبی داشتیم موقع مسواک دندان جای یک لیوان ِ آب در درون چاه سیل ِ فاضلابی داشتیم در خصوص برق هم با نصب دها چلچراغ گوییا در شب به خانه آفتابی داشتیم صرفه جویی واژه ای بیگانه در فرهنگ بود چون برای کار خود گویا جوابی داشتیم: آب پشت سد فراوان چشمه جوشان ، رود پُر باز هم امید باران از سحابی داشتیم کفر نعمت از کف ما بُرد آب زندگی گوییا با نعمتش جنگ و عتابی داشتیم
خشک سالی شد ردیف و قافیه تغییر کرد ابرها رفتند و سد خشکید و باران دیرکرد هرچه نیروگاه آبی بود آبش ته کشید برق در تشریف فرمایی خود تأخیر کرد جزء ایمان بود قبلن ها نظافت واقعاً لیک قطع آب ایمان را چـُنان اکسیر کرد رفت بالا نرخ جان آدمی تا شیر مرغ قطع آب و برق در یارانه هم تأثیر کرد قیمت پیف پاف هم نسبت به نرخ سال پیش بابت این خشک سالی کاملاً توفیر کرد نرخ مرگ موش و شلغم قیمت شلتوک و چسب همچنین نرخ بلیط سینما تغییر کرد سازمان شیر هم بی آب ماند و لاجرم جای آب شُرب، آب شور را در شیر کرد این وسط (سیما) کلافه تر ز قطع آب بود چون که در تولید فیلم آبکی، بد گیر کرد با دُم خود محتکر گردو شکست و ناقلا باز هم در کسب و کار ش اندکی!؟ تزویر کرد « مثنوی هفتاد من » شد الغرض این داستان هرکسی آن را به نفع کار خود تفسیر کرد خنده دار این است در این محشر ِکمبود آب باز هم «جاوید » طنزی آبکی تحریر کرد تا وزیر خُبرۀ نیرو شنید این طنز را با یکی احسنت و یک ایول از او تقدیر کرد
سلام اتفاقا من هم از آشنايي غيرمجازي با شما خوشحال شدم. (قبلا بطور مجازي آشنا شده بوديم.) متقابلا من هم خدمت شما تبريك عرض مي كنم. انشاا... در جشنواره هاي بعدي نيز همديگر را بر روي سن زيارت كنيم!!
سلام کاک جاوید درسته که قلم توانایی داری و امثال من حالا حالاها باید شاگردی شما رو بکنیم اما این دلیل نمیشه بازم به وبلاگ یک سالمند سر نزنی ونقد سه چهار خطی بی رحمانه ننویسی www.tanzmanz.blogfa.com
مباركه آقا گل ! نه ...منظورم اصلا" شبيه بودن سبك كاراتون نبود ؛ گفتم كمي در نوع شعر گفتن ... تازه اون هم به خاطر اون لحظه بود كه بايد بالاخره يه حدسي مي زدم!
سلام خیلی بامزه بود. البته با دو قسمتش مخالفم یکی اینکه کمبود آب اصلا به صدا و سیما اثر نکرد چون از سریالهای آبکی ماه رمضون می شه فهمید . بعدشم با قسمت آبکی بودن شعر خودتون اصلا موافقم نیستم . خیلی خوب بود کاش اول می شد. تبریک می گم