یک زمانی آب ورنگی داشتم// هیکل خوب وقشنگی داشتم دختران بودند خاطرخواه من// نعمت دنیا همه همراه من ازبرای من هماوردی نبود// درتنم عفریتۀ دردی نبود تا که یک نا اهل قاپم را ربود// شد تنم آلودۀ افیون ودود پس زلطفش سیخ وسنگی داشتم// منقل وتریاک وبنگی داشتم کم کمک نابود شد آن آب و رنگ// آن تن و آن هیکل خوب وقشنگ بعد چندی منقل و وافوررفت// گردی آمد بر سرجایش نشست زرورق های قشنگی داشتم // روز و شب احساس منگی داشتم گرد هم دیگر مرا نشئه نکرد// ریختم پس در رگم افیون سرد زرورق های قشنگ و سیخ وسنگ// جملگی رفتند و آمد یک سرنگ دربساط خود سرنگی داشتم// تیپ افراد مفنگی داشتم پوستی بودم به روی استخوان// موجب نفرین وطعن این وآن بعد از آن هم با کراک آمیختم// درتن خود زهر مهلک ریختم کرم زد جان و تنم از زهر آن// پوک شد آن پوست و آن استخوان گوییا تیر و تفنگی داشتم// با خودم اعلان جنگی داشتم عاقبت مغلوبه شد آن جنگ هم// بسته شد این دفتر پرننگ هم عدّه ای بیل وکلنگی داشتند// لاشه ام درچاه می انداختند تا که شد «جاوید» از این رویا رها// زیر لب می گفت با خود بارها «تاتوانی دور شو از یار بد»// چون تورا می آورد در کار بد گرچه که جنس ذغال خوب هم// نیست بی تأثیر دراین دود ودم ........................................... تذکر مهم
کسانی که با مرورگر (internet explorer(IE وارد سایت آوای خیال می شوند جهت ارسال نظرات خود بایستی روی ادامه مطلب کلیک نمایند و کسانی که با مرورگر firefox وارد می شوند روی قسمت نظرات باید کلیک کنید.
یا رب اشباب وطن را دور دار از ذغال ِخوب و وز ناباب ِ یار تا به فر هنگ و ادب روی آورند جملگی داخل به "آوای خیال" ---------------------------------------- ------ وقتی قراره جلوی استاد ارائه ی فضل کنی "خیال" با "یار" هم قافیه می شه . ببخشید دیگه . این استطاعت ماست
سلام به نظرم مقصر، همان ذغال است وگرنه جملگی یاران خوبند الحمدالله !! نمی شود چند بیتی ازحافظ وسعدی روی خلیج فارس نوشت تا معلوم شود فارس فارس است؟! چه خوب که یاد گل آقا را یادمان آوردید برقرار باشید و جاوید
وده ام او مي چشمت، دو شه گيلاش امشب! خيو و باو آ به برم، اي گل خشخاش امشب!
هي جام مي و شيخ كنم در شولاخ تا شوم مشت و ونم با تو بشي لاش امشب!
**************************** شلام جناب اشتاد! نوكرتم، باوفا، شومام بعله؟! همه ش تقشير دوشت بد و وغال خووووبه! او شوخي گوشته، خيلي شعر باحالي بود به انداوه ي شد تا منقل و دويشت تا قرش اكش ما رو راه انداخت و شارومون كرد! دشت مريواد داداش!
*************************** ما هم با انباني او لاطائلات به شرح وير، به روويم. بيا بون تو رگ تا يخ نكرده: در حاشيه و متن بعضي چيزا!(هفته ي معلم+زندگي هاي شيرين+نمايشگاه كتاب+عشقولانه ها+قطار خالي سياست)
)))))))))))))))((موشهای تجزیه طلب به سوراخهایشان خزیدند)))))(((((()))))))))
+++++++++++++++امارات لطفا خفه شو++++++++++++++++++++++++ +++++گزارش تصویری از گردهمایی ایرانیان در روز ملی دریای پارس++++++++++ +++++++++(خلیج فارس) در برابر سفارت کشور مجعول امارات++++++++++++
به تعداد وعده هاي مسولين به مردم سلامت ميكنم سلامي چو بوي خوش ناشتائي شايد كاريكلماتور چلاندن جملات زيبا و بازي با كلمات باشد ولي مخاطبهاي آگاه وروشني دارد. خيلي از دوستان علاوه بر خواندن مطالب طنز و كاريكلماتور خود صاحب ذوق و خالق جملاتي زيبا هستند ،از جمله دوست گرامي جناب دكتر روشن فومني كه كاريكلماتورهاي ذيل را برايم ارسال داشتند. اميداست در اين راه ما را تنها نگذاريد وشما هم با جملات زيبايتان جمع را مسرور فرماييد. منتظر كاريكلماتورهاي شما هستم . شايد پايان كلام آغاز حركت باشد.
هروقت به خواب خرگوشی فرومیرفت-خودرا دربهشت"هویچ"می دید. كرم به دندان مصنوعي هم رحم نكرد. گل مصنوعي از بي آبي خشك شد. ناكس ها هيچ وقت كس نمي شوند. دندان مصنوعي ام خونريزي كرد. باران متوجه نشد كه من چترم را فراموش كرده ام. در زمستان براي عينكم برف پاك كن نصب ميكنم. قنديل ، پلكهايم را باناودان اشتباه گرفت. پدر كشاورزم ، صد ها قنات نكنده داشت. دل رودخانه از ترس سيلاب ، آب شد. آب پاكي را بر دستهاي ناپاكم ريخت. فكر دوستم با باطري كار ميكند. زبان انگليسي ام تاول زد. سخنران : تجاوز به بيت المال صحيح نيست ، مخاطبین: صحيح است ، صحيح است. http://parazit.blogfa.com/